خرید بک لینک

توجیه خشم...

+بعداز حوادث ۱۸ و ‍‍۱۹ دی ..
ما در حال تبدیل شدن به قربانیان مهاجرنشینانی هستیم که از ایران دل بریده‌اند.
این مهاجران، چون نتوانستند به آنچه حق‌شان بود در ایران دست پیدا کنند، ناچار به مهاجرت شدند. وقتی وارد کشور دیگری شدند، مجبور بودند از صفر شروع کنند و این مسئله فشارهای روانی سنگینی بر آن‌ها وارد کرد.
اما حالا، انگار انتقام آن فشارهای روانی‌ای را که خارج از ایران تحمل کرده‌اند، از ما که داخل ایران مانده‌ایم می‌گیرند.
واقعیت این است که تقصیر آن‌ها نبود که نتوانستند در ایران بمانند؛ تقصیر حکومت بود.
آن‌ها مقصر نبودند که نتوانستند جایگاه خود را اینجا بسازند، رشد کنند، احساس امنیت داشته باشند یا زندگی عادی‌ای در این فضا تجربه کنند.
اما با این حال، آن‌ها انتخاب کردند از مسیر خود جدا شوند. انتخاب کردند مهاجرت کنند؛ به جایی که تصور می‌کردند زندگی راحت‌تری خواهند داشت. اما آن زندگی‌ای که در ذهن داشتند، با واقعیت فاصله‌ی زیادی داشت.
حالا بعد از همه‌ی این اتفاقات، به‌جای مواجهه‌ی صادقانه با انتخاب‌هایشان، از بیرون ایران نشسته‌اند و برای داخل نسخه می‌پیچند؛ شاید برای توجیه خودشان، شاید هم برای ساختن راهی برای بازگشت.
اما این راه، راه بازگشت نیست؛ این مسیر، مسیر ویران کردن ایران است.
وقتی با آن‌ها صحبت می‌کنی، خشم عمیقی را حس می‌کنی که در وجودشان نهادینه شده است:
«بزن، ویران کن، بکش.» متهمت میکنند که
دهانت بوی خون می‌دهد، دست‌هایت بوی خون می‌دهد، صورتت بوی خون می‌دهد.
برادر من، تو کجای این تصمیم ایستاده‌ای؟
تو کجای این زنجیره‌ای؟
تو خودت انتخاب کردی که نباشی؛ انتخاب کردی درد این مردم را از نزدیک نبینی. رفتی.
و حالا برای منی که ماندم نسخه می‌پیچی؛
برای منی که اینجا سعی کردم درست کنم، سعی کردم بسازم، سعی کردم درمان باشم.
تو رفتی.
زنجیره‌ی این تقصیر شاید از ابتدا دست تو نبود،
اما امروز همان خشمی را که در خودت انباشته شده، در ایران منتشر می‌کنی؛
شاید برای توجیه خودت، شاید برای ساختن بهانه‌ای برای بازگشت.

برچسب: نویسنده: یوسف امیری تاريخ: دوشنبه 22 تير 1405 ساعت: 0:08

صفحه بندی