خرید بک لینک

تنم و وطنم درد دارد...

برای بخشی از حافظه تاریخ می نویسم...

این روزها تنم،وطنم درد میکند، جراحت دارد از زخمی که خودی و ناخودی، بی عقلی و عاقلی، حب و بغض ، برتنش وارد کرده است...

این روزها تلاش استقلال برای شکست استعمار و استحمار قرنهای نزدیک از سید جمال تا همین جوانان پرپر شده ، در حال ازبین رفتن است....

تاریخ بعدها بخواند ما به رسانه باختیم، ما به بی عقلی و بی اعتماد سازی از طریق یکصدا سازی و تک حلقومی مطالبات رسانه ها و ایجاد استبداد و تگ و انگ و برچسب زنی به جای پاسخ مستدل و خاموش کردن اتش انحطاط در اذهان سوال گر باختیم

استعمار اینک با ابزار وارونه جلوه دادن حقایق ، اذهان توده را تسخیر کرد و بعد جان هزاران نفر را قربانی رسیدن به اهداف شیطانی اش نمود و اینک ....

ما استقلال را نه به همراه آزادی به جوانان خوراندیم ، ما آزادی را نه به همراه شعور به نسلهای بعد خودمان فهماندیم، ما شعور را نه به همراه درک از تهدید ها ونشانه های تباهی به جامعه تفسیر کردیم...

واین شد تباهیی نسلهایی که چهل و اندی سال فقط در لحظه و انتظار متوهم امید به بهبود زیست

ایکاش گوسفند بودم... ونمیفهمیدم که چوپان گله و گرگ هردو طمع جان رمه را دارند ...

برچسب: نویسنده: یوسف امیری تاريخ: دوشنبه 22 تير 1405 ساعت: 0:08

صفحه بندی