عید فطر ،بازگشت به فطرت
-
تاریخ: 1405/4/22 ساعت: 0:08
عید فطر ،بازگشت به فطرت طعم خوشحالی و طعم ناراحتی...طعم سلام و طعم خداحافظیطعم رهایی و طعم زندانی...طعم رفتن و طعم ماندنطعم خاطره های شیرین و طعم کابوس های ادامه دارزندگی را نمیشود ادامه داد...اگر بین هر خوشی ، ناخوشی نبودو انسان همواره بدنبال ارزوی دست نیافتنی سعادت بدون زحمت است و لذتی را بدست نمی...
ببخش بر ما هرسال محرم،شب عاشورا از دردت نمیمیریم....
-
تاریخ: 1405/4/22 ساعت: 0:08
ببخش بر ما هرسال محرم،شب عاشورا از دردت نمیمیریم....ببخش بر ما هرسال محرم،شب عاشورا از دردت نمیمیریم....نبودیم، حتی در زمره کسانی که متجلی شدند به نام شهدای حرم...نشدیم ، حتی در کنار کسانی که متبلور شدند به نام شهدای وطن..میدانی در مواجهه ظلم ، جبهه مظلوم تنهاست... یکه وتنها مانند حسین بر صف اعدا......
دل بسته ...دل خسته
-
تاریخ: 1405/4/22 ساعت: 0:08
دل بسته ...دل خستهسلام صاحب دلهای خسته...ذهنم جمع نمیشود که بخواهم با شما سخن بگویم از هر طرف کلمات بر من هجوم می اورند ودر فضای معلق ذهنم چرخ میخورند بعد که میخواهم سررشته یکی را بگیرم و ان را بهانه کنم تا سخن اغاز کنم چشمانم خیره به جاده میماند...از امید از ترس از خشم از استیصال از درماندگی از همه...
تنم و وطنم درد دارد...
-
تاریخ: 1405/4/22 ساعت: 0:08
تنم و وطنم درد دارد...برای بخشی از حافظه تاریخ می نویسم...این روزها تنم،وطنم درد میکند، جراحت دارد از زخمی که خودی و ناخودی، بی عقلی و عاقلی، حب و بغض ، برتنش وارد کرده است...این روزها تلاش استقلال برای شکست استعمار و استحمار قرنهای نزدیک از سید جمال تا همین جوانان پرپر شده ، در حال ازبین رفتن است.....
توجیه خشم...
-
تاریخ: 1405/4/22 ساعت: 0:08
توجیه خشم...+بعداز حوادث ۱۸ و ۱۹ دی .. ما در حال تبدیل شدن به قربانیان مهاجرنشینانی هستیم که از ایران دل بریدهاند.این مهاجران، چون نتوانستند به آنچه حقشان بود در ایران دست پیدا کنند، ناچار به مهاجرت شدند. وقتی وارد کشور دیگری شدند، مجبور بودند از صفر شروع کنند و این مسئله فشارهای روانی سنگینی بر...
به دخترم....
-
تاریخ: 1405/4/22 ساعت: 0:08
به دخترم....سالها پیش ...آه میبینی چقدر زمان معنایش را ازدست داده... سالها پیش تو نبودی ومن نامه ای برای سالها بعد که تو هستی نوشتم .... انگار میدانستم خداوند مرا قابل میداند که پدر یک دختر باشم... خداوند مرا برگزید برای مهمانی دنیایم با وجود تو...من مثل پیامبری مبعوث شدم انگار برای رسالت دنیای تیره...
برای کسی که راهش را خود انتخاب کرد...
-
تاریخ: 1405/4/22 ساعت: 0:08
برای کسی که راهش را خود انتخاب کرد... سالها با تصمیماتش که سرنوشت میلیونها ایرانی را رقم زد گریستیم و گاهی کیف کردیم و گاهی قخر فروختیم و گاهی شرم کردیم..گاه خشم فرو خوردیم، گاهی سکوت کردیم گاهی دلمان ریخت که نکند یک روز ببینیم نیست گاهی دلمان قرص بود به بودنش...امروز اما نیست خبر کوتاه بود ...بعد ا...
ما روی اره نشستیم
-
تاریخ: 1405/4/22 ساعت: 0:08
ما روی اره نشستیمبهمین سادگی...ایران در بحران اره نشسته ،ایده جلو رفتن درد داردایده بازگشت به عقب هماین را هم به آن عدهای که سمت درست تاریخ را به من گوشزد میکنند میگویم:اصلا سمت درست تاریخ و هرچه میبافید ارزانی خودتان…من ترجیحم این است که در همین وسط بایستم و بمیرموسط مدرسه میناب وسط خانههایی ک...
در حریم
-
تاریخ: 1405/4/22 ساعت: 0:08
در حریمدر گوشه ای از حرمت نشسته ام ... ساکتم... ساکنم... نفس هایم را عمیق پر میکنم بوی حرم تمام نشدنی است... لذت تازه به تازه شدن عطر حرم با دم و بازدم .... انگار معنای بودن تازه میشود انگار زمان می ایستد و عمر به حساب نمی اید و تمام انچه زیسته ام و هدر داده ام انگار نه بوده ونه مانده... ذهن پاک میش...
اشک
-
تاریخ: 1405/4/22 ساعت: 0:08
اشک از یک زمانی ، هر سال محرم غریبتر از سال قبل میشویم..انگار هر سال محرم دارد گلچینی میکند، هر انکه حسینی نیست از قافله از مسیر کنار میرود و انکه حسینی است خریده میشود...و بار خود را میبندد امسال محرم حس غریبی فرا گرفته مرا...حس جاماندن... نه از قافله شهدا ،انانکه زیبا رفتند و زیبا جاودانه گشتند......
جنگ پایان...
-
تاریخ: 1403/4/31 ساعت: 14:18
در بحبوحه خردادهای سیاه...آن زمان که تیغ نامرد کش روزگارنهال سبز امید را می بریدتنها کورسوی نور این جنگل بی درخت!فریاد بود...دلگرمم میکرد از شرف انسان که به تاراج رفته ....جنگها به پایان نمیرسند...امید اما همچنانبذر هویت دل ماست!م.بخرداد ۰۳ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم خرداد ۱۴۰۳ساعت 11:51 توسط م....
باغ نارنگی
-
تاریخ: 1403/4/31 ساعت: 14:18
یک دوست و همکاری هر وقت زمان گفتگویی بین من و ایشون رخ میداد در مورد کسب و کار دومش با من صحبت میکرد... میگفت فلانی من توی شمال یک باغ نارنگی دارم که اینجوری کردم واونجوری کردم ...ابیاری قطره ای کردم از فلان تکنولوژی صنعتی استفاده کردم به میزان دو یا سه هکتار سالانه ۱۰ تن بهم محصول میده و.... ته ته ...
درماندگی...
-
تاریخ: 1402/9/4 ساعت: 19:02
روزها و شبهایی که درمسیر منزل برای فرار از هزار فکر در ترافیک روزمره مسیر کار به منزل طی میشود بدون هدف در گردش در صفحات اینستاگرام تا رسیدن به مقصد سپری میشود... و اینکه تا مقصد برسم...از اینهمه بمباران خبری و اینهمه جفا و اینهمه ظلم و اینهمه کم کاری وسهل انگاری ...این همه بی عدالتی ...دلم به جوش و...
رهایم نکن...
-
تاریخ: 1402/8/3 ساعت: 16:30
آقای من ... آمده ام .. دلشکسته ام اما... زیر بار هزاران فشار غم و غصه که این شبها تمام مرا درهم میفشرد حس شکستن و فروریختن و آوار شدن تمام آنچه که عشق مینامیدمش را علاوه کنید بر دار و نداری که به پیشگاه آورده ام...آقای من... رفته بودم ... که روزی باز گردم خندان ... شادان و بنشینم در جوارتان و از عمر...
استحاله...
-
تاریخ: 1402/5/16 ساعت: 16:03
هرسال محرم غریب تر میشونددر کنار دریایند و اما تشنه تر میشوندبیا و برگردان زورق شکسته مان رادارند حرهایتان ، یزید میشوند...مرداد ۱۴۰۲محرم امسال غریبیم غریب.... نوشته شده در یکشنبه یکم مرداد ۱۴۰۲ساعت 10:6 توسط م.ب| |Adblock test (Why?)
حیران
-
تاریخ: 1402/5/16 ساعت: 16:03
هرسال این موقع ها فشار درد و غم است که روی دلم سنگینی میکندهرسال همین موقع و همین شبها به خود میگویم چرا نمیمیربم ازین غم ازین غصه ازین درد...هرسال همین زمان قصه ی پر غصه تنهایی و غربت را به گوش میشنویم و به دل میشکنیم و به عمر پیر میشویم ... وقتی به ته ماجرای عمر نزدیک میشویم حیران میرویم ....دلم ا...
خراش روح
-
تاریخ: 1401/11/10 ساعت: 11:11
در اوایل نیمه دوم زندگی ام برخی چیزها روحم را وقتی که مینشینم و با خود خلوت میکنم میخراشد...باور کنیم یا نکنیم این خراشهای روح بعدا تبدیل به حسرت یا چیزهایی شبیه آن ٰٰٔ؛ حس یک نقصان در روح را یدک میکشند میشود ....مثل دیدار با پدر و مادر....دیداری که میدانم اگر در گوشه ای ازین روزمرگی هایم برایش وقت...
امید
-
تاریخ: 1401/11/10 ساعت: 11:11
دخترم....امید تنها هدیه این روزهای من به آینده توست....چیزی که این روزها برای باور آن نیاز به چیزی شبیه معجزه دارم....پ.ن: بماند به یادگار اولین سال تولدت+ آن موقع ها نمیدانستم خداوند به من اینقدر توجه و لطف داشته باشد... نوشته شده در شنبه هفدهم دی ۱۴۰۱ساعت 13:28 توسط م.ب| |Adblock test (Why?)
خیرگی
-
تاریخ: 1401/11/10 ساعت: 11:11
مهربانترینم...امروز را که نفس کشیدم خاطرم آمد دومین روز از ماه رجب است... گاهی اوقات که در خلوت تنهایی ام غوطه ور میشوم یاد آن نجواهای آهسته ام با تو و زمزمه دعایی که سرآخر به اهنگ ختم میشد میافتم ....؛یامن ارجوه لکل...بعد از یک سنی یا بهتر بگویم اگر بخواهم سن را درگیر نکرده باشم بگویم بعد از یک جای...
ریحان
-
تاریخ: 1401/4/25 ساعت: 19:15
آرزوی رود پیوستن به دریاست...جریانهای انحرافی رود اما، بزنگاه مرداب شدن یک رود را ناگزیر میکند،حتی سدهای زندگی نیز آرزوی دریا شدن را نمیتوانند به کشتن دهد و رود مسیر خود را به دریا از فرازها و نشیبهای زیادی خواهد پیدا کرد.اما کدامرود به کدام دریا میرسد،انتخابش در این ماتمکده ی انتخاب سخت است...در مس...